سفارش تبلیغ
صبا ویژن
ملعون است، ملعون است دانشمندی که به سوی پادشاهی ستمگر می رود و به او در ستمش یاری می رساند [امام صادق علیه السلام]

آخرین سفارش

دوشنبه 87 اسفند 5 ساعت 11:32 عصر


السلام علیکم یا اهل بیت النبوة
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین

آخرین سفارش....
رسول خدا صلوات الله و سلامه علیه، علی علیه السلام،فاطمه سلام الله علیها، و حسنین علیهم السلام را به گرد خود خواند و به کسانی که در خانه بودند فرمود:
«از نزد من بیرون بروید.»
و همسر خود«ام سلمه» را فرمود که بر درگاه بایستد تا کسی وارد خانه نشود.
آن گاه رسول خدا صلوات الله و سلامه علیه به علی علیه السلام فرمود:
«یا علی نزدیک من بیا.»
علی علیه السلام پیشتر رفت، پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه، دست زهرا سلام الله علیها را گرفت و بر سینه گذاشت بعد با دست دیگر خود دست علی علیه السلام را گرفت و چون خواست با آن ها سخنی بگوید، اشک از چشمانش فرو غلتید و نتوانست کلامی بگوید.
فاطمه سلام الله علیها، حسینین علیهم السلام وقتی حالت گریه پیامبر صلی الله علیه و آله را مشاهده کردند به سختی به گریه در آمدند و حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمود:
ای پیامبر خدا صلوات الله و سلامه علیه رشته قلبم از هم گسست و جگرم آتش گرفت وقتی که گریه شما را دیدم.
ای آقای پیامبران!
از اولین تا آخرین آن ها، ای امین پروردگار و رسول او، ای محبوب خدا!
فرزندانت پس از تو،که را دارند و با آن خواری که بعد از تو مرا فرا گیرد چه کنم؟
چه کسی علی علیه السلام را که یاور دین است، کمک خواهد کرد؟
چه کسی وحی خدا و فرمان هایش را دریافت خواهد کرد. سپس به سختی گریست و پیامبر صلوات الله و سلامه علیه را در آغوش گرفت و چهره او را بوسید و علی علیه السلام، حسن علیه السلام و حسین علیه السلام نیز چنین کردند.
رسول خدا صلوات الله و سلامه علیه سر بلند کرد و دست فاطمه سلام الله علیها را در دست علی علیه السلام نهاد و فرمودند:
« ای اباالحسن! این امانت خدا و امانت محمد صلوات الله و سلامه علیه رسول خدا در دست توست و در مورد فاطمه سلام الله علیها خدا را و مرا به یاد داشته باش!
و به راستی که تو چنین رفتار می کنی.
یا علی علیه السلام! سوگند به خدا که فاطمه سلام الله علیها سیده زنان بهشت است از اولین تا آخرین آن ها.
به خدا قسم! فاطمه سلام الله علیها همان مریم کبری است.
آگاه باش که من به این حالت نیافتاده بودم مگر این که برای شما و فاطمه سلام الله علیها دعا کردم و خدا آنچه خواسته بودم به من عطا فرمود.
ای علی علیه السلام هر چه فاطمه سلام الله علیها به تو فرمود به جای آور که هر آینه من به فاطمه سلام الله علیها اموری را بیان داشته ام که جبرئیل من را به آن ها امر کرد.
بدان ای علی علیه السلام که من از آن کس راضیم که دخترم فاطمه سلام الله علیها از او راضی باشد و پروردگار و فرشتگان هم با رضایت او راضی خواهند شد.
وای برآن کس که بر فاطمه سلام الله علیها ستم کند،وای بر آن کس که هتک حرمت او کند.
وای برآن کس که در خانه اش را آتش زند،وای برآن که دوست  او را بیازارد و وای برآن که با او کینه ورزد و ستیزه کند.
خداوندا من از ایشان بیزارم و آنان نیز از من بری هستند.»
در این وقت رسول خدا صلوات الله و سلامه علیه، فاطمه سلام الله علیها، علی علیه السلام و حسنین علیهم السلام زا به نام خواند و آنان را در بر گرفت و عرضه داشت:
«بار خدایا! من با اینان و هرکس که پیروی ایشان کند سر صلح دارم و بر عهده من است که آنان را داخل بهشت سازم.
و هر کس با اینها بستیزد و بر ایشان ستم کند یا بر این ها پیشی گیرد یا از ایشان و شیعیانشان باز پس ماند، من دشمن او هستم و با او می جنگم و بر من است که آنان را به دوزخ در آورم.»
سوگند به خدا ای فاطمه سلام الله علیها!
راضی نخواهم شد تا این که تو راضی شوی! نه به خدا سوگند راضی نمی شوم مگر آن که تو راضی شوی!
مدینه بعد پیغمبر در این گلشن چه دیدی تو                                           
                                            صدای قلب زهرا را ز پشت در شنیدی تو

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیر المومنین علی علیه السلام و اولاده المعصومین علیهم السلام


نوشته شده توسط : عاشقان علی (علیه السلام)

لبیک عاشقان [ نظر]


کوفه و زین العابدین

جمعه 87 دی 20 ساعت 1:10 صبح


السلام علیکم یا اهل بیت النبوة

اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین علیه السلام و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من ال محمد علیهم السلام
بدون شک به اسیری رفتن اهل بیت امام حسین علیه السلام در به ثمر رساندن قیام مقدّس آن حضرت نقش بسیار مؤثری داشته است. چرا که اگر آنان در این سفر اسارت با کمال بردباری و شهامت فاجعه ی کربلا را برای مردم بازگو نمی کردند، و نیز مردم از نزدیک آنان را نمی دیدند هرگز شهادت امام علیه السلام تا این حد شهرت پیدا نمی کرد و بنی امیّه و به ویژه یزید تا این اندازه مفتضح و رسوا نمی شدند.
خاندان امام حسین علیه السلام بر خلاف سایر اسیران و بر خلاف تصور بیشتر مردم آن روزگار که آنان را شکست یافته می پنداشتند، به هرجا می رفتند از پیروزی خود و شکست دشمن سخن می گفتند، و خود را پیروز و سرافراز و یزیدیان را بدبخت و شکست خورده معرفی می کردند.
در میان بازماندگان فاجعه کربلا بیش از همه امام گرامی زین العابدین علیه الصلاة و السلام وبزرگ بانو زینب کبری علیهما السلام در بیدار ساختن مردمان مؤثّر بودند.
امام سجاد علیه السلام با آنکه هنگام شهادت پدرش بیمار بود(وطبیعی است که تا چند آثار آن بیماری در اندام آن حضرت باقی بوده است)و نیز از شهادت پدر و برادران و یاران دلی سخت غمنده و اندوهگین داشت، درعین حال این رنجها مانع انجام وظیفه ی او نشد و از هر فرصتی برای روشن ساختن افکار مردم استفاده کرد.
در کوفه هنگامی که مردم ازشنیدن خطابه های آتشین حضرت زینب و خواهرگرامیشان و فاطمه صغری علیهم السلام شرمگین شده بودند و به گریه و شیون پرداختند، امام علیه السلام اشاره فرمود ساکت شوید، بی درنگ همه ساکت ماندند، آن گرامی پس از ثنای الهی و درود بر پیامبر صلوات الله و سلامه علیه فرمودند:
ای مردم. . .من علی فرزند حسین بن علی بن ابیطالبم، من فرزند آنم که اموالش را غارت کردند و خاندانش را به اسارت بدینجا آوردند، من فرزند آنم که او را در کنار فرات کشتند بی آنکه خونی ریخته باشد، یا حقی برگردن او باشد.
ای مردم! به خدا سوگندتان می دهم آیا می دانید که شما به پدرم نامه نوشتید و او را به کوفه فرا خواندید، و چون به سوی شما آمد او را کشتید؟
ای مردم! شما در رستاخیز چگونه با پیامبر صلی الله علیه و آله رو به رو خواهید شد، آنگاه که به شما بگوید خاندان مرا کشتید، و حرمت مرا رعایت نکردید، پس شمایان از امّت من نیستید؟.
کلمات امام علیه السلام چون طوفانی مردم کوفه را بر آشفت، فریاد زاری از گوشه و کنار برخاست. کوفیان می گریستند و یکدیگر را ملامت می کردند که هلاک و بدبخت شده اید و خود نمی دانید.
در کاخ ابن زیاد. . .
خاندان امام حسین علیه السلام را به کاخ (ابن زیاد) بردند، ابن زیاد چون امام سجاد علیه السلام را دید پرسید او کیست؟ گفتند:«علی بن الحسین» است.
گفت: مگر«علی بن الحسین»را خدا نکشت؟!
امام فرمود: برادری داشتم نام او هم «علی» بود، مردم او را کشتند.
ابن زیاد گفت:نه، خدا او را کشت!
امام فرمودند:«اللّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی
لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها
. . .»
خداوند به هنگام مرگ جان ها را می گیرد....(زمر/42)
ابن زیاد ملعون گفت: هنوز جرأت جوابگویی در برابر مرا داری؟ و با تکبّر به مأمورانش دستور قتل امام را داد.
زینب کبری سلام الله علیها به اعتراض برخاست و گفت: تو هیچکس از ما را باقی نگذاشته ایی اگر تصمیم به قتل«علی بن الحسین» داری مرا نیزهمراه او بکش.
امام علیه السلام به حضرت زینب سلام الله علیها فرمود شما چیزی به او نگویید من خود با او صحبت می کنم و رو به پسر زیاد کرد و فرمود:
«ای پسر زیاد! آیا مرا به کشتن تهدید می کنی و بیمم می دهی؟ مگرنمی دانی که کشته شدن عادت ما و شهادت کرامت ماست. . .»

اللهم العن اول ظالما ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک


نوشته شده توسط : عاشقان علی (علیه السلام)

لبیک عاشقان [ نظر]


<   <<   11   12   13   14   15   >>   >
:لیست کامل یاداشت ها  :